...من از همه خوابترم ...
من از همه شان بی سواد ترم ، تو بگو چه کنم؟
در این صف دراز که همه را نان میدهند و مقام
من از همه بی دست و پاترم ، تو بگو چه کنم؟
حالا که در بر فرهاد کوه نکنده شیرین است
من ازهمه دنیا بی وفاترم ، تو بگو چه کنم؟
حالا که شهر پر شده از زاهد و خدا شناس
من از همه جمع ، بی خداترم ، تو بگو چه کنم؟
دلم گرفته از این حراف های بی سر و پا
پای منبر از همه خوابترم ، تو بگو چه کنم؟
کنون که زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد
من ازهمه بی زبان ترم ، تو بگو چه کنم؟
